جاده دلفارد در جیرفت، دیگر جاده نیست؛ این مسیر، مسلخی است که هر ماه، آرامش را از خانه‌هایمان می‌رباید. ما در جاده‌ای هستیم که نه امنیت دارد و نه قانون؛ جاده‌ای که به دلیل کم‌عرض بودن و بی استانداردی، هر لحظه آماده است تا جان مسافران را ببلعد. اما فاجعه زمانی به اوج می‌رسد که این جاده، به قلمرو «بمب‌های متحرک» تبدیل شده است؛ خودروهایی که با سوخت قاچاق، در این مسیر می‌تازند و در هر برخورد کوچک، تماشاگر یک انفجار خونین و مرگ بی‌رحمانه هستند.

فاجعه‌ای که قلب‌ها را خون کرد:

وقتی دانش و فضیلت قربانی می‌شوند

فقط هفت روز گذشت؛ اما هنوز جای خالی حضور اساتید والامقام، در دل جامعه احساس می‌شود. آقای دهقان، معلم بازنشسته و مربی نسل‌ها، و خانم دژکام، از اساتید باوقار و والای حوزه علمیه خواهران، در حالی از این دنیا رفتند که هیچ گناهی نداشتند. آن‌ها که عمر خود را صرف پرورش فکر و روح انسان‌ها کرده بودند، در جاده‌ای که قاچاقچیان بر آن فرمانروایی می‌کنند، قربانی شدند. آن‌ها در میانه‌ی جنگ قاچاقچیان و بی تفاوتی مسئولان، جان باختند. آیا این یک تصادف بود یا یک قتل سازمان‌یافته توسط بی تدبیری مسئولان؟

خطاب به مسئولان؛ پاسخگویی شما،

فراتر از یک پاسخ رسمی است!

ما از شما، ای مسئولان مسئولیت‌پذیر، نمی‌خواهیم که با یک تسلیت خشک و خالی یا یک وعده تأیید واهی، این خون‌ها را پاک کنید. ما پاسخ می‌خواهیم:

به استاندار و مدیران اجرایی استان:

چرا جاده دلفارد به «جاده مرگ» تبدیل شده و شما همچنان تماشاگر هستید؟ چرا بودجه و برنامه‌ای برای دو بانده کردن این مسیر حیاتی وجود ندارد؟ آیا جان یک معلم و یک استاد حوزه و دهها انسان بی گناه دیگر، ارزش یک بودجه‌ی عمرانی را ندارد؟

به نماینده مجلس: شما صدای مردم هستید؛ انتظار هست که برابر این تراژدی تکراری سکوت نکنید و کاری کنید. انتظار هست که بهره گیری از اهرم های اقتدار نمایندگی خود مسئولان راه و ترابری و نیز مسئولان امنیتی را در این موضوع به پاسخگویی وادارید.

به مسئولین امنیتی استان: این جاده، مانیفست فعالیت قاچاقچیان سوخت شده است. این خودروهای حامل سوخت، همان «بمب های متحرک» هستند که هر لحظه یک خانواده را داغدار می کنند. چرا این مسیر غیرقانونی مهار نمی شود؟ چرا امنیت جاده، فدای نفوذ قاچاقچیان شده است؟

ما تا کی باید شاهد پرپر شدن عزیزانمان باشیم؟

تا کی باید منتظر بمانیم تا خبر مرگ یک زوج فرهنگی، یک کودک، یا یک پیرمرد بی گناه را در رسانه‌ها بخوانیم؟ جاده دلفارد نیاز به جاده‌سازی ندارد، جاده دلفارد نیاز به «اراده» دارد؛ اراده‌ای که از میان کاغذبازی‌های اداری بیرون بیاید و امنیت را به مردم بازگرداند.

جاده دلفارد در جیرفت، دیگر جاده نیست؛ این مسیر، مسلخی است که هر ماه، آرامش را از خانه‌هایمان می‌رباید. ما در جاده‌ای هستیم که نه امنیت دارد و نه قانون؛ جاده‌ای که به دلیل کم‌عرض بودن و بی استانداردی، هر لحظه آماده است تا جان مسافران را ببلعد. اما فاجعه زمانی به اوج می‌رسد که این جاده، به قلمرو «بمب‌های متحرک» تبدیل شده است؛ خودروهایی که با سوخت قاچاق، در این مسیر می‌تازند و در هر برخورد کوچک، تماشاگر یک انفجار خونین و مرگ بی‌رحمانه هستند.

فاجعه‌ای که قلب‌ها را خون کرد:

وقتی دانش و فضیلت قربانی می‌شوند

فقط هفت روز گذشت؛ اما هنوز جای خالی حضور اساتید والامقام، در دل جامعه احساس می‌شود. آقای دهقان، معلم بازنشسته و مربی نسل‌ها، و خانم دژکام، از اساتید باوقار و والای حوزه علمیه خواهران، در حالی از این دنیا رفتند که هیچ گناهی نداشتند. آن‌ها که عمر خود را صرف پرورش فکر و روح انسان‌ها کرده بودند، در جاده‌ای که قاچاقچیان بر آن فرمانروایی می‌کنند، قربانی شدند. آن‌ها در میانه‌ی جنگ قاچاقچیان و بی تفاوتی مسئولان، جان باختند. آیا این یک تصادف بود یا یک قتل سازمان‌یافته توسط بی تدبیری مسئولان؟

خطاب به مسئولان؛ پاسخگویی شما،

فراتر از یک پاسخ رسمی است!

ما از شما، ای مسئولان مسئولیت‌پذیر، نمی‌خواهیم که با یک تسلیت خشک و خالی یا یک وعده تأیید واهی، این خون‌ها را پاک کنید. ما پاسخ می‌خواهیم:

به استاندار و مدیران اجرایی استان:

چرا جاده دلفارد به «جاده مرگ» تبدیل شده و شما همچنان تماشاگر هستید؟ چرا بودجه و برنامه‌ای برای دو بانده کردن این مسیر حیاتی وجود ندارد؟ آیا جان یک معلم و یک استاد حوزه و دهها انسان بی گناه دیگر، ارزش یک بودجه‌ی عمرانی را ندارد؟

به نماینده مجلس: شما صدای مردم هستید؛ انتظار هست که برابر این تراژدی تکراری سکوت نکنید و کاری کنید. انتظار هست که بهره گیری از اهرم های اقتدار نمایندگی خود مسئولان راه و ترابری و نیز مسئولان امنیتی را در این موضوع به پاسخگویی وادارید.

به مسئولین امنیتی استان: این جاده، مانیفست فعالیت قاچاقچیان سوخت شده است. این خودروهای حامل سوخت، همان «بمب های متحرک» هستند که هر لحظه یک خانواده را داغدار می کنند. چرا این مسیر غیرقانونی مهار نمی شود؟ چرا امنیت جاده، فدای نفوذ قاچاقچیان شده است؟

ما تا کی باید شاهد پرپر شدن عزیزانمان باشیم؟

تا کی باید منتظر بمانیم تا خبر مرگ یک زوج فرهنگی، یک کودک، یا یک پیرمرد بی گناه را در رسانه‌ها بخوانیم؟ جاده دلفارد نیاز به جاده‌سازی ندارد، جاده دلفارد نیاز به «اراده» دارد؛ اراده‌ای که از میان کاغذبازی‌های اداری بیرون بیاید و امنیت را به مردم بازگرداند.